شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 12

نفثة المصدور ( فارسى )

صلهء مبهم را گاه براى تفخيم و تعظيم آورده است : « . . . و از مخالفت راى و رويّت كشيد آنچه كشيد ، و هنوز تا چه كشد . . . » 16 / 13 و 17 / 1 ، نيز ، 75 / 1 و 2 . و از اين مقوله است اين عبارت « ترجمهء تاريخ يمينى » ورق 14 ، ص آ : « . . . تا مثالى موشّح بتوقيع عالى باستدعاى من برسيد ، به خدمت شتافتم و از ميامن آن حضرت يافتم آنچه يافتم « 1 » . . . » . بهنگام استيناف و آغاز كردن جمله ، بيشتر كلمات و عباراتى نظير « القصّه » 23 / 4 ، 26 / 9 ، 111 / 4 ، « فى الجمله » 38 / 9 ، 63 / 6 ، 74 / 13 ، 80 / 7 ، 105 / 9 ، « بالجمله » 10 / 11 ، « هيهات » 108 / 7 ، « مع القصّة بطولها » 4 / 4 ، « و حاصل » 83 / 9 ، استعمال كرده است . « تا نه بس دير » در معنى « به زودى و عن قريب » 34 / 1 . اين تعبير در « جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 179 س 17 ، نيز آمده است ، و نظير اين استعمال است ، « تا نه بس روزگار » كه در « راحة الصّدور » ص 332 ، س 9 و « مرزبان نامه » ص 178 س 2 ، به كار رفته است . فرهنگ كلمات و مصطلحات نادرهء « راحة الصّدور » ص 503 . آنجا كه خواسته است چيزى را بىارزش و غيرقابل اعتنا و توجّه فرانمايد ، آن را با كلمهء « ريزه » تركيب كرده و اين معنى را با ساختن مركّبى اضافى و تقديم مضاف اليه بر مضاف و حذف كسرهء اضافه بيان نموده است . مانند « عرض ريزه « 2 » » 10 / 3 و 4 ، نيز ، رك :

--> ( 1 ) - أبو الشرف ناصح بن ظفر بن سعد جرباذقانى اين عبارت اخير را در ترجمهء « حظيت بما حظيت » آورده ، و شيخ احمد المنينى در « الفتح الوهبى » ج 1 ص 71 ، در شرح آن گفته است : « . . . و اورد الصلة مبهمة للتفخيم و التعظيم ، كقول ابى نواس : و لقد نهزت مع الغواة بدلوهم * و اسمت سرح اللحظ حيث أساموا و بلغت ما بلغ أمرؤ بشبابه * فاذا عصارة كل ذاك أثام » ( 2 ) - نظاير اين نوع تركيب را در نظم و نثر فارسى قديم بسيار مىتوان يافت ، خاقانى گويد :